
سخت تر از آن چیزی شد ک فکرش را میکردم، چشم ب پشت دارم برای بازگشت او، ودبگری روب رویم برای همراهی، چ دنیای عجیبی،من برا دیگری میمیرم،کسی برای من تب مبکند، اما هیچ سقفی هیچ دوتای ما را نمیپذیرد...
ادامه مطلب
تولد(اُوَ اُوَ) کودکی (ماما) نوجوونی(درسم خوبه) جوانی(شماره م رو یادداشت کن) میانسالی(پول واسه آینده ی بچه هام کمه) پیری(دیگه کمرم توان نداره) کهنسالی(کو این عصای من؟؟) . . .خاک،سنگ قبر،شیون ، . . .سوم،هفتم،چهلم،سالگرد . . . . . .. .گردفراموشی برخاطرات زود و الکی عمرمون نگذرونیم...
ادامه مطلب