خرید بک لینک
مدتهاست این ماهیچه ی سرخ رنگ لعنتی در قفسه ی سینه ام مرا ب اشتباه می انداخت،

اما دیگرتمام شد.....

پیدا کرده ام کلید خاموشی اش را ..

دقیقا همین بۼلش هم کلید حسابگرشدن عقلم را روشن کرده ام....

میخواهم مثه تو ب بقیه ب چشم کالای زرخریدم بنگرم

میخواهم ازپنجره ای ک تو میدیدی ببینم...

نمیدانم چ میشود اما میخواهم بدام تو مرا چطور میدیدی!!!

دنیا را بازار میبینم و خودم را تاجری ک قصد داره جلوی زیانش را بگیرد...

قرار است فقط ب سود خودم بیاندیشم .....

تو فک کردی همه مثه منن ک رفتی دنبال همه،منم فک کردم همه مثه توهستن که خط میکشم روی همه خخخخخu200d

برچسب: نویسنده: هلیا حیدری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 2:07

صفحه بندی