آدم بدی نبودم
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 9:26
من ک آدم بدی نبودم بی تو سر درد و جنونxa0 بی تو بارون و خزون بیابرگرد سمت من ی بار دیگه بمون بی تو دستام سرده سرده xa0 xa0 هرکی سنگدلتره برنده ست xa0
lشروع خاص تر
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 9:26
فک نمیکردم اینقدر خاص شروع کنم ولی خوب شروع شد و ثبت شد هم اما مهم اینه ک بازم خاص شروع شده. از سر زدن یهویی دوستم تو جلسه معارفه(نجمه جون)و اون عکس ضایعی ک تو فضای مجازی پیچید هم اتاقیایی ک ازم بدشون میاد و ازم دوری میکنن فقط بخاطر ساکت بودنم تو اتاق خودمون واما همشهریایی ک از بودن کنار هم کلی لذت ...
Wow
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 6:35
استرس نداشته باش..xa0 چون من دیگر بزرگ شده ام..... افکارمنفی را با صدایی بلند مرور نمیکنم... یک قفل هم برای بانک سوالات ذهنم خریده ام که مبادا سوالهایی که نباید رابه بیرون روانه سازد... میبینی شکل آدمها شده امxa0 رxa0
خاموش کردن احساس
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 2:07
مدتهاست این ماهیچه ی سرخ رنگ لعنتی در قفسه ی سینه ام مرا ب اشتباه می انداخت، اما دیگرتمام شد..... پیدا کرده ام کلید خاموشی اش را .. دقیقا همین بۼلش هم کلید حسابگرشدن عقلم را روشن کرده ام.... میخواهم مثه تو ب بقیه ب چشم کالای زرخریدم بنگرم میخواهم ازپنجره ای ک تو میدیدی ببینم... نمیدانم چ میشود اما م...
دلخوش کنکی
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 23:38
خیلی چیزا برامون مهمن، خیلی چیزا برامون ارزش دارن، خیلی چیزا براشون میجنگیم، اما خیلی چیزا ته راه برامون فقط یه کور سوی امیدن، یه دلخوش کنکن، مثه صدتمن پول تو جیبی برای کسی ک نداره، مثه یه جفت کفش ورزشی، مثه یه رشته ی ن چندان مهم تو یه دانشگاه ن چندان مطرح برای یکی، و.....
خاموشی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 8:57
ساکت شدنم گاهی بهتر جواب میدهد تا حاضرجوابی های همیشگی ام، xa0 اما؛ باورکنید سکوت علامت رضایت نیست ، سکوت فقط نشانی از خنده های مخفی ب تفکرات پوچ دیگران است چرا گاهی برداشتهایمان را مستقیما بازگو نمیکنیم؟؟ چرا برداشتهایمان شده وسیله ای برای بی آبرویی دیگران؟؟ xa0
تنها
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:01
رفیقم کجایی؟
شمارش معکوس
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:01
.همش تموم شده همه ی وقتی ک داشتیم باآرزوی قبولی همه
دوراهی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:01
سخت تر از آن چیزی شد ک فکرش را میکردم، چشم ب پشت دارم برای بازگشت او، ودبگری روب رویم برای همراهی، چ دنیای عجیبی،من برا دیگری میمیرم،کسی برای من تب مبکند، اما هیچ سقفی هیچ دوتای ما را نمیپذیرد
غرور
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:01
گاهی خنده ام میگیرد از حرفهایش ، سبک سنگین ک میکنم میبینم نتیجه اش باب میلم نیست، واین همان غرور لعنتیست ک از عاشق بودن و دوست داشتن جلو گیری میکند، و دلم را ب بازی سیاست و سرمایه گذاری کشانده
بهونه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:01
چ سخت دلم این روزها بهانه گیر شده است ، نمیدانم انگار کودک درونم بیدار شده و مدامxa0 پا میکوبد ک تو را میخواهد، ومن همان مادری هستم ک کیف پولم خالی استxa0 و نمیتوانم برای دختر بچه ی بهانه گیر درونم چیزی را بخرم، سخت شده است،زندگانی بدون زندگی کردن، این روزها فقط برای تو زنده ام ، وگرنه همه میدانند ک...
دیدارکوتاه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:00
فرسنگ ها را پیاده پیمود و ساعت ها را ب کندی گذراند، همه و همه اش هم برای یک دلیل!! چ دلیل محمکی بود ک میتوانست این همه ب او تحمل بدهد، ب نحوی دراین راه صبور هم شده بود. دیگر عجول نبود ،ب تندی برخورد نمیکرد، صدایش بالا نبود، اعتراضی نداشت،xa0 رفته بود فقط وفقط برای یک دیدار کوتاه ، کم کم ک نزدیکتر می...
خسته شدم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:00
بد خسته شده امxa0 بد...... آنقدر بد ک نمیتوانم حرفهایم را بگذارم برای بعد... اشتباهاتم زیاد شده اند... افسردگی گرفته ام میان این زندگی ک انگار خاک مرده بر آن پاشیده اند ببخش ک ثابت قدم نماندم... ببخش ک حرفها و قرارهایم را زیر پا گذاشتم... ببخش ک در دنیای موازی هم نمیتوانم کنارت باشم... دیگر پرنسس رو...
گذرگاه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:00
سخت پشیمان شده ام ک در این هیاهوی پر از التهابxa0 باز هم مواجه شده امxa0 با آنکه هیچگاه ارزشی برایم نداشتxa0 و ب اجبار ماسک لبخند بر چهره میزدم برایش صدای ضبط شده ی تعریف کردن برایش پخش میکردم هم اینک؛ بی گدار پا در رکاب میروم ب آنسوی تپه های شادیxa0 ب تپه هایی ک لازمه ی گم شدن من استxa0 دیگر نمیخوا...
زندگی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:00
تولد(اُوَ اُوَ) کودکی (ماما) نوجوونی(درسم خوبه) جوانی(شماره م رو یادداشت کن) میانسالی(پول واسه آینده ی بچه هام کمه) پیری(دیگه کمرم توان نداره) کهنسالی(کو این عصای من؟؟) . . .خاک،سنگ قبر،شیون ، . . .سوم،هفتم،چهلم،سالگرد . . . . . .. .گردفراموشی برخاطرات xa0 xa0 xa0 زود و الکی عمرمون نگذرونیمxa0