
بد خسته شده ام بد...... آنقدر بد ک نمیتوانم حرفهایم را بگذارم برای بعد... اشتباهاتم زیاد شده اند... افسردگی گرفته ام میان این زندگی ک انگار خاک مرده بر آن پاشیده اند ببخش ک ثابت قدم نماندم... ببخش ک حرفها و قرارهایم را زیر پا گذاشتم... ببخش ک در دنیای موازی هم نمیتوانم کنارت باشم... دیگر پرنسس رویاهایت ، کوزت بدبخت هم نیست، دیگر زیبای خفته ات نمیتواند حتی نقش هاچ را بازی کند نمیدانم دراین هیاهو کجا دستت را ب بهانه ی دیدن رنگهای بهتر ول کرده ام ک این چنین..... سرگردانم...
ادامه مطلب
تولد(اُوَ اُوَ) کودکی (ماما) نوجوونی(درسم خوبه) جوانی(شماره م رو یادداشت کن) میانسالی(پول واسه آینده ی بچه هام کمه) پیری(دیگه کمرم توان نداره) کهنسالی(کو این عصای من؟؟) . . .خاک،سنگ قبر،شیون ، . . .سوم،هفتم،چهلم،سالگرد . . . . . .. .گردفراموشی برخاطرات زود و الکی عمرمون نگذرونیم...
ادامه مطلب