
بد خسته شده ام بد...... آنقدر بد ک نمیتوانم حرفهایم را بگذارم برای بعد... اشتباهاتم زیاد شده اند... افسردگی گرفته ام میان این زندگی ک انگار خاک مرده بر آن پاشیده اند ببخش ک ثابت قدم نماندم... ببخش ک حرفها و قرارهایم را زیر پا گذاشتم... ببخش ک در دنیای موازی هم نمیتوانم کنارت باشم... دیگر پرنسس رویاهایت ، کوزت بدبخت هم نیست، دیگر زیبای خفته ات نمیتواند حتی نقش هاچ را بازی کند نمیدانم دراین هیاهو کجا دستت را ب بهانه ی دیدن رنگهای بهتر ول کرده ام ک این چنین..... سرگردانم...
ادامه مطلب